برجام؛ تجربه‌ای که باید از آن درس گرفت - پایگاه خبری نیلکوه - NKWHIWL

توافق برجام که سرانجام ناموفق آن با توجه به سابقه بدعهدی‌های دشمن قابل پیش‌بینی بود،‌ تجربه‌ای برای مسئولان نظام اسلامی محسوب می‌شود که باید از آن درس و عبرت گرفت. درس‌ها و عبرت‌هایی که به‌ویژه برای حامیان مذاکره با دولت‌های سلطه‌طلب غربی، در هر زمانی مفید فایده و عبرت‌آموز است.

به گزارش نیلکوه؛ برنامه جامع اقدام مشترک، برجام، که پس از گفتگوهای زیاد میان ایران و سران کشورهای اروپایی و آمریکایی به تصویب رسید، اما سرانجام با بدعهدی آمریکا و خروج یک‌جانبه این کشور از این توافق تا اندازه زیادی ناتمام و غیر منتج به نتایج مدنظر ماند. اقدامی که این کشور و کشورهای دیگر طرف توافق با عدم پایبندی کامل به اصول توافق انجام‌شده و با کارشکنی در مسیر اهداف مشخص‌شده، آن را خیلی پیش‌ازاین و از همان زمان انجام توافق کمابیش انجام داده بودند. اکنون باید گفت که برجام علی‌رغم اینکه چهار کشور دیگر وعده پایبندی و الزام به مفاد آن را کماکان داده‌اند، اما این وعده همانند چند سال گذشته که این کشورها به توافق خود به‌درستی عمل نکردند، وعده‌ای غیرقابل وقوع و صرفاً به دلیل دستیابی به مقاصد و اهداف یک‌جانبه خود می‌باشد و بس. بنابراین از برجام جز اسم و از وعده‌ها جز حرف و سخنی بیش باقی نمانده است؛ موضوعی که از همان ابتدای خواست و عزم دولت یازدهم برای مذاکره و انجام توافق بر سر مسئله هسته‌ای از سوی رهبر معظم انقلاب پیش‌بینی شده و این بدعهدی و خلف وعده قابل‌انتظار بود.

بااین‌وجود این توافق مثل هر حادثه دیگری که نظام اسلامی در طی سال‌های متمادی از رویارویی با دشمنان خود تجربه کرده، تجربه‌ها و درس‌هایی را برای حال حاضر و وضع موجود کشور و نیز نسل‌های آینده، اگر بیدار و هشیار باشیم و بخواهیم درس بگیریم، خواهد داشت که باید هرچه زودتر آن‌ها را آموخت و برای مدیریت حال و آینده کشور برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری درست و صحیحی را اتخاذ نمود؛ برنامه‌ریزی‌ای که لازم است این بار خط‌مشی آن، رهنمودهای روشنگرانه و مصلحت اندیشانه مقام معظم رهبری باشد و نه مصالح حزبی و گروهی و یا حتی مصالح غربیان.

ازاین‌رو با تأملی در عملکرد این دولت‌ها به‌ویژه دولت آمریکا که از زمان ریاست جمهوری ترامپ حقیقت وجودی خود به‌عنوان دشمن شماره یک و دیرین ملت ایران را بیشتر و واضح‌تر آشکار ساخته است، می‌توان به تجاربی اندیشید که از این اتفاق و توافق برای ملت ایران به‌ویژه دولتمردانی که تنها راه چاره را مذاکره با این دولت‌ها عنوان می‌نمودند، حاصل شده است.

1. بدعهدی و آشکار شدن چهره واقعی دشمن

انقلاب مردم انقلابی متکی بر ارزش‌هایی دینی و مبانی‌ای ایدئولوژیک است؛ مبانی‌ای که نظام اسلامی مبتنی بر آن‌ها شکل گرفته و حیات خود را درگرو آن می‌داند و بر همین اساس نیز از انقلاب‌های دیگر متمایز می‌شود. در راستای تحقق این اهداف و مبانی هست که دولت‌های سلطه‌گر تا زمانی که این نظام بر این مبانی پایبند و ملتزم است، دشمنی خود را با آن ادامه خواهند. کما اینکه از همان ابتدا نیز این حرکت دینی و انقلابی مردم ایران را سدی محکم در راستای تحقق اهداف و بسط سلطه خود دانستند و با آن به دشمنی جدی پرداختند. اقدامات دشمنانه و ویرانگرانه‌ای که نمود عینی و واقعی آن را باید در حمایت از رژیم بعث عراق در طی 8 سال جنگ تحمیلی مشاهده نمود.

در دوران حاضر نیز این دشمنان نظام اسلامی به‌صراحت از این دشمنی خود و برنامه‌های مداخله‌جویانه خود، ‌تعبیر به «براندازى» نموده و آن را تکرار می‌نمایند. حتى در دورانی هم که می‌گفتند ما «به دنبال براندازى نیستم»، باز به دنبال براندازى بودند و نیت و اهداف آنان نیز مشخص شد.

توافق برجام این تجربه تاریخی را باز روشن و آشکار نمود و تکرار کرد. چراکه این دشمن از مسیر این توافق می‌خواست با کنترل قدرت ایران در عرصه‌های مختلف به اهداف خود دست یابد و مسیر برجام را این بار راه مناسبی دیده بود.

بنابراین یکی از تجارب برجام این است که ما با دشمنی که درصدد براندازی نظام ما هست نمی‌توانیم توافق و مذاکره‌ای انجام دهیم چون این دشمن دست از دشمنی خود برنمی‌دارد و به همین به دلیل به تعهداتی که با این راهبرد آنان در تقابل باشد،‌ عمل نخواهد کرد و در هر زمان نیز باید منتظر بدعهدی آنان باشیم. این بدعهدی لازمه دشمنی چنین دشمنی که از آن در منظومه فکری امام و مقام معظم رهبری و مبتنی بر تعالیم دینی از آن به «استکبار جهانی»‌ و «شیطان بزرگ» تعبیر می‌شود، می‌باشد و نشان‌دهنده عمق دشمنی آنان با نظام اسلامی که هدف آنان از مذاکره بر سر موضوعاتی مانند موضوع هسته‌ای نیز کنترل مؤلفه‌هاى قدرت در جمهورى اسلامى است. به‌عبارت‌دیگر این توافق ثابت نمود که دشمنی آنان با نظام اسلامی،‌ به دلیل مسائل خاص ژئوپولتیک و یا مسائل منطقه‌ای و ... نیست،‌ بلکه دشمنی آنان به دلیل تقابل با مبانی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است که این نظام بر مبنای آن‌ها ساختار یافته و به حیات خود ادامه می‌دهد. بنابراین «یکی از برکات همین مذاکرات اخیر [هسته‌ای] این بود که دشمنی آمریکایی‌ها و مسئولین دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا با ایران و ایرانی، با اسلام و مسلمین آشکار شد، برای همه مدلّل شد، همه این را فهمیدند.»[1]

با توجه به این تجربه ما نباید تحت تأثیر القائات فریبکارانه دشمن قرار گیریم و فریب بخوریم چراکه این دشمن‌، هیچ‌گاه دست از دشمنی خود برنمی‌دارد،‌ در هر زمان و در هر موضوعی که باشد. «در قضیّه‌ی برجام این‌جور القا می‌شد که اگر توافق بکنیم دشمنی‌ها برطرف می‌شود، اگر توافق نکنیم با ما دشمنی می‌کنند؛ خب توافق هم کردیم، [امّا] دشمنی‌ها برطرف که نشده، زیادتر هم شده. این القای دشمن بود که اگر چنانچه توافق نکنیم یا دیر بجنبیم، چنین و چنان خواهد شد.»[2]

2. تقویت اندیشه بنیادین ‌بى‌اعتمادى به دشمن

در منظومه فکری و اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری به‌عنوان نظریه‌پردازان جمهورى اسلامى ایران، این دیدگاه همواره مطرح شده است که جهان سلطه به سرکردگی آمریکا با توجه به ذات و خصلت دشمنانه خود، نه‌تنها هیچ‌گاه برای تحقق منافع کشورهای دیگر گامی برنداشته و اقدامی نمی‌کنند بلکه مسئله اولیه آنان تحقق منافع خود در هر رابطه و تعاملی هست و خواهد بود. بر مبنای این نظریه هرگونه اعتماد به این کشورها در هر تعاملی کاری منطقی و منفعت بخش نخواهد بود.

به تعبیر دیگر، تجربه مهم برجام، ابطال نظریه «تعامل با کدخدا و آمریکا» بود و چنانچه اگر افرادى امروز این تجربه را درک کرده باشند که «اعتماد به آمریکا اشتباه بود»،‌ باید این تجربه را قدر دانست.

3. عدم انعطاف در مقابل دشمن

تجربه‌ى دیگر برجام این است که هرگونه عقب‌نشینی از مبانی و اصول و انعطاف در برابر این دشمن، نه‌تنها از دشمنی او نخواهد کاست،‌ بلکه او را گستاخ‌تر و بر روحیه سلطه‌گرانه و منفعت طلبانه او خواهد افزود. ایستادگی در مقابل دشمنان و بستن راه‌های سلطه آنان بر مسلمین از تعالیمی است که قرآن به مسلمان توصیه نموده است. چنانکه می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَتُرِیدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطَانًا مُبِینًا؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! کافران را به‌جای مؤمنان دوست و سرپرست خود نگیرید، آیا مى‌خواهید براى خداوند دلیل و حجّت آشکار علیه خودتان قرار دهید؟» (نساء/ 44)

حتی صرف‌نظر کردم ما از مواضع و اصول خود،‌ نه‌تنها دشمن را قدرتمندتر و شجاع‌تر بلکه باعث ضعف ما خواهد شد: «وقتی طرف مقابل با وقاحت می‌آید می‌ایستد و یک‌چیزی را می‌گوید، ما هرچه در این زمینه کوتاه بیاییم، حمل بر ضعف خواهد شد؛ حمل بر این خواهد شد که ما ناچاریم، ناگزیریم؛ احساس ناچاری در ما، دشمن را تشجیع می‌کند به اینکه بر فشارهای ناحق خودش بیفزاید.»موضوع انعطاف و عدم ایستادگی دشمن از القائات فریبکارانه اوست تا به اهداف و برنامه‌های خود دست یابد؛ مسئله‌ای که در برجام به‌وضوح مشخص شد و باید آن را تمامی موضوعات دیگر به کار بست. این تجربه را مقام معظم رهبری این‌گونه بیان فرمودند: «این تجربه این است که اگر ما تنازل هم بکنیم، آمریکا دست از نقش مخرّب خودش برنمیدارد؛ این را ما در مذاکرات هسته‌ای تجربه کردیم. ... حالا خیلی‌ها قبل از این تجربه هم می‌دانستند امّا بعضی هم که نمی‌دانستند، حالا بدانند: در هر زمینه‌ی دیگری هم که با آمریکا شما بحث و مجادله کنید، شما کوتاه بیایید، تنازل کنید، باز او نقش مخرّب خودش را حفظ خواهد کرد؛ در همه‌ی زمینه‌ها: بحث حقوق بشر، بحث موشک، بحث تروریسم، بحث لبنان، بحث فلسطین؛ در هر قضیّه‌ای که شما به فرض -که البتّه محال است- از اصول خودتان، از مبانی خودتان کوتاه بیایید، صرف‌نظر بکنید، بدانید او کوتاه نخواهد آمد.»[4][5]

بنابراین همان‌طور که مقام معظم رهبری در مورد تجربه برجام بیان می‌نمایند: «[مشکلات‌] ما در این مسئله، در مسائل مربوط به منطقه، در مسائل گوناگونی که داریم، در مشکلاتی که با آمریکا و امثال آمریکا داریم، با مذاکره حل نمی‌شود؛ ما یک‌راهی باید خودمان انتخاب بکنیم، آن راهمان را برویم؛ بگذارید دشمن دنبال شما بدود. مسئولین سیاسی و دیپلماسی ما صریحاً میگویند که آمریکایی‌ها می‌خواهند همه‌چیز را بگیرند، [امّا] هیچ‌چیز ندهند! [اگر] یک‌قدم شما عقب رفتی، یک‌قدم جلو می‌آیند.»[6] و تا جایی ادامه می‌دهند که از جمهوری اسلامی

هیچ محتوایی باقی نماند و تنها صورت آن باقی بماند: «و کم‌کم کار را به اینجا می‌رسانند که اینکه شما میگویید دولت جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی و قوه‌ی قضائیه باید بر طبق احکام اسلام و شریعت اسلامی باشد، این‌ها برخلاف آزادی است و لیبرالیسم این‌ها را قبول ندارد؛ کم‌کم به اینجاها می‌رسد. اگر عقب‌نشینی کردیم، عقب‌نشینی به این نقطه‌ها منتهی خواهد شد که [بگویند] شورای نگهبان چه نقشی در جامعه دارد و چرا باید شورای نگهبان به خاطر مخالفت با شرع قوانین را بردارد؟ حرف اینجا است. این همان چیزی است که بنده بارها عرض کرده‌ام که این، تغییر سیرت جمهوری اسلامی است. ممکن است صورت جمهوری اسلامی محفوظ بماند امّا از محتوای خود بکلّی تهی بشود؛ دشمن این را می‌خواهد. بنابراین تحلیل دشمن خواسته و بنابراین تحلیلی که آن‌ها دارند در اذهان نخبگان و افکار عمومی ملّت تزریق می‌کنند، اگر جمهوری اسلامی و ملّت ایران می‌خواهد از شر آمریکا راحت بشود، باید از محتوای جمهوری اسلامی دست بردارد، از اسلام دست بردارد، از مفاهیم اسلامی دست بردارد، از امنیت خود دست بردارد.»[7]

4. ایستادگی در مقابل دشمن،‌ تنها راه دستیابی به اهداف متعالی

تعالیم و آموزه‌های دینی اسلام به ما توصیه می‌کند که با تمام نیرو و توان خود در مقابل ظلم مستکبران و ظالمان بایستیم و این ایستادگی با نصرت و یاری خداوند همراه خواهد بود و پیروزی نهایی با امداد الهی محقق خواهد شد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» (محمد/ 7)

در حقیقت پذیرش حق غنی‌سازی ایران از سوی سازمان ملل و رسمیت شناختن آن، به دلیل مذاکره نیست، بلکه منشأ آن پیشرفت ما درزمینه‌ی هسته‌اى است.

5. اتکا به توان و نیروی داخلی کشور

برجام به ما ثابت نمود که راه رسیدن به اهداف والای نظام اسلامی این است که بر توان و نیروی داخلی و ظرفیت‌های وجودی خودمان اتکا نماییم و از تمام ظرفیت‌های وجودی خود برای غلبه بر مشکلات بهره ببریم. تجربه‌های تاریخی ملت ایران از نظام‌های حکومتی قبل به‌خوبی گواه بر این مطلب است و برجام تکرار تاریخی این تجربه است. خطر تکیه به بیگانه این است که «موجب می‌شود که بیگانه با انواع طُرق بر سرنوشت کشور به‌تدریج مسلط بشود.»[9]

این تجربه را رهبر معظم انقلاب قبل از شروع مذاکرات پیش‌بینی کرده بودند که با عدم حصول نتیجه در این مذاکرات بهترین راه تکیه بر ظرفیت‌های داخلی برای حل مشکلات کشور است: «این کار را انجام بدهند، اگر نتیجه گرفتند که چه‌بهتر، امّا اگر نتیجه نگرفتند، معنایش این باشد که برای حل مشکلات کشور بایستی کشور روی پای خودش بایستد.»[10]

بنابراین مسئولین باید این مسئله را در رفتار و تعامل خود با غرب نیز نشان دهند: «مسئولین باید به سردمدارانِ رژیمِ فاسدِ ایالات‌متحده‌ی آمریکا اثبات کنند که به مردمِ خودشان متکی‌اند و این مردم، یک ملّت مقتدر را تشکیل داده‌اند؛ باید اثبات کنند که ملّت ایران به برکت اسلام، زیر بار زور نمی‌رود، در مقابل قدرت‌ها کُرنش نمی‌کند؛ این را باید اثبات کنند، باید نشان بدهند. آمریکایی‌ها باید بدانند ملّت ایران بر مواضع شرافتمندانه و قدرتمندانه‌ی خود خواهد ایستاد. در کار مسائل مهمی که به منافع ملّی کشور ارتباط دارد، عقب‌نشینی در قاموس جمهوری اسلامی ایران معنی ندارد.»[11]

همچنین بر این موضوع باور داشته باشند که حل مشکلات کشور بخصوص مشکل اقتصادى در درجه اول در گروى اعتقاد قلبى و باور به این امر است که با تکیه‌بر ظرفیت‌هاى فراوان داخل کشور باید این مسائل را حل نمود و نسخه‌هاى غربى نه درزمینهٔ اقتصاد و نه در عرصه‌هاى دیگر، حلّال مسائل و دشوارى‌هاى کشور نیستند.

6. اقتصاد مقاومتی؛‌ راهبرد حل مشکلات اقتصادی کشور

تجربه برجام ثابت نمود که وعده‌های کشورهای غربی برای حل مشکلات اقتصادی کشور و برنامه‌های آنان، راه چاره مفید و مؤثری نخواهد بود و تنها راهبرد مقام معظم رهبری یعنی «اقتصاد مقاومتى» علاج همه مشکلات کشور است و امروز با توجه به اقدامات دشمن، باید بخش‌هایی از اقتصاد مقاومتى در اولویت قرار گیرد.

این راهبردی است که مقام معظم رهبری از ده سال پیش و برای مقابله با چنین روزهایی آن را خط‌مشی اصلی نظام معرفی کرده و در تمام نام‌گذاری‌ سال‌ها با هدف تحکیم بنیان‌هاى اقتصادى کشور آن را مدنظر قرار دادند. نام‌گذاری سال‌هایى تحت عناوین «همت مضاعف، کار مضاعف»، «جهاد اقتصادى»، «تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه ایرانى»، «حماسه سیاسى و حماسه اقتصادى»، «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملى و مدیریت جهادى»، «اقتصاد مقاومتى اقدام و عمل»، «اقتصاد مقاومتى تولید و اشتغال» و سال جدید که به نام «حمایت از کالاى ایرانى» است، نشان مى‌دهد که مقام معظم رهبرى با درک هوشمندانه برنامه و راهبرد دنیاى غرب در وابسته کردن اقتصاد ایران به خارج مرزها و شکل‌گیری اقتصاد واردات محور، به‌خوبى نقشه دشمن را درک کرده و راه مقابله با آن را تحت عنوان راهبرد اقتصاد مقاومتى، ارائه فرموده‌اند. چنانچه اگر طی این سال‌ها همه قوا و نهادهاى کشور به‌ویژه قوه مجریه و دولت‌ها،‌به هرکدام از این شعارها اهتمام جدی می‌ورزیدند،‌ یقیناً امروز به درجه‌اى از اتقان و استحکام در بنیان‌هاى اقتصادى رسیده بودیم که از تحریم‌هاى نظام سلطه بدون کمترین حاشیه و هزینه‌اى سرافرازانه و مقتدرانه عبور مى‌کردیم. حتی دچار این اشتباه بزرگ نمی‌شدیم که راه‌حل مشکلات کشور را به مسئله‌ای گره بزنیم که اختیاری در آن نداریم؛‌ یعنی برجام.در سال‌هاى اخیر، این درس گرفته شد که گره زدن حل مسائل کشور به‌خصوص مسائل اقتصادى به برجام و خارج از کشور، یک خطاى بزرگ است. هنگامى که ما مسائل اقتصادى و کسب‌وکار را به برجام گره مى‌زنیم، نتیجه این شود که صاحبان کار و سرمایه چند ماه منتظر امضا شدن یا نشدن برجام مى‌مانند و بعد از آن هم منتظر اجرا شدن و یا اجرا نشدن آن هستند و سپس نیز منتظر این‌که آیا آمریکا در برجام مى‌ماند یا نمى‌ماند و درنهایت دستگاه فعال اقتصادى کشور همیشه معطل خارجى‌ها است.

بنابراین، تجربه خروج آمریکا از برجام نشان داد که منطق رهبر معظم انقلاب در نام‌گذاری سال‌هاى اخیر بر محور اقتصاد مقاومتى از چه اتقان و استحکامى برخوردار است.

تجربه برجام در این زمینه بسیار قابل‌توجه است که نشان می‌دهد باید هرچه سریع‌تر این راهبرد را به‌صورت عملیاتی و دقیق اجرایی نماییم و سازوکار آن را با توجه به زیرساخت‌های اقتصاد بومی کشور طراحی نماییم.

در جهت تحقق هرچه بهتر این راهبرد ضروری است که به اقتصاد دانش‌بنیان، به ظرفیت علمی و عملی جوانان کارآفرین و نخبه، تقویت تولید داخل و حمایت از کالای ایرانی و خوددارى مطلق همه دستگاه‌ها از خرید محصولات غیر ایرانی توجه ویژه نماییم.

همچنین از با برنامه‌ریزی درست و صحیح و بلندمدت از اقتصاد نفتی بکاهیم؛ ‌چراکه «اقتصاد نفتى از عیوب اساسى اقتصاد ایران است؛ 20 سال پیش گفتیم باید به‌جایی برسیم که هر وقت اراده کردیم درِ چاه‌هاى نفت را ببندیم و این ممکن است. امروز ما اسیر نفت هستیم چراکه قیمت‌گذارى و خرید یا عدم خرید آن دست دیگران است این وضع باید تغییر کند و نفت به‌عنوان سرمایه ملى، واقعاً در اختیار ما باشد و وابستگى به آن را روزبه‌روز کم کنیم.»[12]

7. ایمان به سنت قطعی الهی
تجربه نهایی برجام این است که از شکست‌ها ناامید نشویم و بیش از هر زمان دیگر به خداوند و نصرت و یاری او توکل داشته باشیم و نیز به این سنت الهی ایمان داشته باشیم که شکست دشمن حتمی است: «یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ» (توبه/32) چراکه ایمان به این سنت قطعی الهی باعث میشود که در مسیر رسیدن به هدف فریفته وعده‌های دشمنان نشویم و باایمان به قدرت و نصرت الهی پیروزی نهایی را محقق نماییم و ایمان داشته باشیم که اگر شما در راه خدا حرکت کنیم، دین خدا را نصرت کنیم، خدا نیز ما را نصرت خواهد داد؛ «این سنّت الهى است، این غیرقابل تغییر است: «وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبدیلاً؛»[13]

البته براساس سنت الهى وظایفى هم برعهده ما است و اگر این وظایف را انجام ندهیم، نمى‌توان درخصوص رسیدن به نتایج مورد نظر، اطمینان داشت‌.

پی‌نوشت ها
[1]بیانات در دیدار مردم قم، 1392/10/19
[2]بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی، 1396/07/26
[3]بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، 1395/05/11
[4]بیانات در مراسم بیست‌ و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)1395/03/14
[5]بیانات در دیدار مسئولان نظام، 1396/03/22
[6]بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، 1395/05/11
[7]بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم رضوی، 1395/01/01
[8]بیانات در دیدار مردم قم1392/10/19
[9]بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی، 1396/11/29
[10]بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان1392/08/12
[11]بیانات در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی1396/06/26
[12]دیدار مسئولان نظام با رهبر انقلاب، 2/3/97
[13]بیانات در دیدار مسئولان نظام، 14/6/93

*گروه فرهنگی-اجتماعی اندیشکده برهان/ محسن اخباری

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آرشیو

روز : ماه : سال :