از منظر اسلام، خانواده، مهم‌ترین و بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی محسوب می‌شود و از جایگاه مهمی در راستای تعالی و رشد جامعه‌ی اسلامی برخوردار است. به همین دلیل، اسلام به کارکردهای مختلف این نهاد ارزشمند توجه نموده و همگان را به تشکیل خانواده و تحقق صحیح این کارکردها توصیه می‌نماید.

به گزارش نیلکوه به نقل از برهان؛ خانواده را می‌توان اصلی‌ترین نهاد اجتماعی از ابتدای تاریخ تاکنون دانست که بنیان شکل‌گیری جوامع پیشرفته و خاستگاه فرهنگ­ها، تمدن­ها و تاریخ بوده است. نهاد خانواده با وجود تغییرات ساختاری در دوره­های مختلف، به­ویژه در جریان مدرن شدن جوامع، از ثبات و پویای بالایی برخوردار بوده و همواره نهادی برای پیوند میان جامعه و فرد به­شمار می­آید. اهمیت خانواده از جهت فردی نیز مدنظر است؛ چراکه مراحل شکل‌گیری شخصیت هر فرد، تربیت و جامعه‌پذیری او، در درون خانواده و تحت‌تأثیر آموزش‌های والدین طی می‌شود. از این جهت، خانواده بر رشد، تعادل و شکوفایى هر فردی از افراد جامعه تأثیرگذار بوده و به‌تبع بر جامعه‌ی پیرامونی با تربیت و وارد نمودن افراد صالح و شایسته به آن، تأثیر مستقیم دارد. این تأثیر به­حدى است که حمایت از آن و هدایتش به جایگاه واقعی و متعالی، سبب اصلاح خانواده‌ی بزرگ انسانی و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی خواهد بود. به­ همین دلیل، ادیان الهى و همه‌ی فلاسفه و صاحب­نظران علوم انسانى از ابتدای تاریخ مکتوب علمى، به جهت تأثیر خانواده بر همه‌ی ابعاد زندگى فردی، اجتماعی، اخلاق و معنویت انسان­ها، به آن توجه ویژه­اى داشته و آموزه­هاى مهمى در این زمینه ارائه کرده­اند.

براساس متون اسلامى، خداوند از ابتداى حیات بشر پیامبرانى را از میان انسان­ها براى هدایت آنان برگزیده است تا به­تدریج آداب زندگى اجتماعى مطلوب و تشکیل خانواده را به آن‌ها بیاموزند. در این میان، دین اسلام به­عنوان مکتبی انسان‌ساز، بیشترین توجه را به والایی و پویایی خانواده دارد. آداب ویژه­ای برای زندگى خانوادگى وضع کرده و ساختار مطلوب و بهنجار خانواده را براساس آموزه­هاى دینى بنا کرده است. ازاین‌رو پیامبر اسلام (ص) و اولیاى دین (ع) نیز همواره افراد را در مورد شیوه‌ی انتخاب همسر، کیفیت روابط خانوادگى و زناشویى، برخورد با فرزندان و انواع روابط عاطفى در خانواده، راهنمایى مى­کردند. دنیای امروز علی‌رغم تغییرات زیادی که به خود دیده است، می‌تواند این آموزه‌ها را راهگشای معضلات خود کند.

در دین مبین اسلام، خانواده محبوب­ترین و عزیزترین نهاد بشرى نزد خداوند اعلام شده که هدف از تشکیل آن، تأمین نیازهای عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به آرامش است. همچنین در اسلام خانواده به‌عنوان کانون تربیت معرفی شده است که صلاح و فساد آن موجب نیک‌بختی و سعادت و یا انحراف و تباهی جامعه‌ی انسانی خواهد بود. از گام­های نخستین در راه تحکیم بنیان خانواده، شناخت ماهیت و کارکردهای خانواده، ضرورت­های وجودی نهاد خانواده و بازشناسی ساختارهای آسیب­زای نهاد خانواده است. خانواده در صورت تحقق درست و صحیح این کارکردها به‌خوبی خواهد توانست اهداف مهم تشکیل خود را محقق نموده و در راستای تعالی و سعادت جامعه‌ی پیرامونی خود گام بردارد. به‌تبع عدم تحقق درست این کارکردها، موجب تضعیف بنیان نهاد خانواده شده و آن را نهادی آسیب‌پذیر خواهد نمود. امری که در جریان تحولات دنیای امروزی همواره شاهد آن هستیم و با تبعیت از دستورات و آموزه‌های اسلامی می‌توان خانواده را از این آسیب‌ها و تهدیدهای مهلک مصون نمود. تهدیداتی که متأسفانه خانواده‌ی معاصر را هدف قرار داده و با مشکلات زیادی روبه‌رو ساخته است.

در این نوشتار ضمن تبیین جایگاه و اهمیت خانواده در اسلام، برای شناخت تهدیدها و آسیب‌های تهدید خانواده‌ی ایرانی، به بیان کارکردهای مطلوب خانواده از دیدگاه اسلام می‌پردازیم تا فاصله‌ی خانواده‌ی امروزی با خانواده‌ی معیار مشخص‌تر شود.

تعریف و اهمیت خانواده در اسلام

خانواده طبیعی­ترین واحد تولیدمثل و فراگیرترین واحد اجتماعی است که به­دلیل تأمین نیروی انسانی جامعه، سلامت همه­جانبه‌ی اعضای آن در سلامت اجتماعی تأثیر اساسی دارد. تعریف خانواده در جامعه‌شناسی غالباً در دو دسته جای می­گیرد:

الف) تعاریف سنتی: شامل خانواده­های هسته­ای، ناهمجنس­گرا و متمرکز بر رابطه­های خونی (والدین، فرزندان، خواهران و برادران).[1]
ب) تعاریف گسترده­: این تعاریف با تغییر واژه‌ی «Family» (خانواده) به «Household» (چهاردیواری-خانوار)، هرگونه همزیستی و رابطه‌ی خصوصی در یک خانه اعم از رابطه‌ی تک­والد با فرزند، رابطه‌ی دوهمجنس و... را دربرمی­گیرد. این­ قبیل تعاریف، موجب می­شود تا سیاست­ها و برنامه­های مربوط به نهاد خانواده، شامل افراد وابسته به این­گونه روابط نیز بشود.[2]

از منظر اسلام، خانواده گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی است که هسته‌ی اولیه‌ی آن را ازدواج مشروع زن و مرد تشکیل می­دهد. پس از برقراری عقد نکاح بین زن و مرد، طرفین دارای وظایف و حقوق جدید می­شوند و ارتباط خویشاوندی شکل می­گیرد؛ به­طوری­که اعضای آن دارای روابط قانونی، اخلاقی و عاطفی می­گردند. در آیه‌ی 21 سوره‌ی روم آمده است: «از نشانه­های او این است که از خودتان جفت­هایی برای شما آفرید تا نزدشان آرامش یابید و میان شما انس و الفت برقرار ساخت. این‌ها نشانه­هایی است برای آنان ­که می­اندیشند.»[3]

به­طور کلی، همه‌ی نقش­های مربوط به ایجاد تمدن و انتقال سنت­ها، عقاید و آداب، ویژگی­های فردی و اجتماعی به نسل جدید، رشد و شکوفایی انسانیت، ایجاد جامعه‌ی ایدئال و سالم و تداوم تعالیم دینی و اخلاقی به خانواده مربوط می­شود. ارزش و اهمیت تشکیل خانواده، تأمین سلامت روانی، آرامش و سکون، عشق و دوستی، شفقت و همیاری، انس و الفت برای اعضای آن یعنی زن و شوهر، پدر و مادر و فرزندان و نیز ایجاد آمادگی برای رویارویی با پدیده­های اجتماعی است. از یک­سو باورها، عادت­ها، تمایلات، اهداف و سبک زندگی والدین بر کودکان اثر می­گذارد و از سوی دیگر، ساخت و سبک خانواده و نوع عقاید و انگیزه‌ی اعضای آن، در سلامت جامعه مؤثر است. آیه‌ی 74 سوره‌ی فرقان، در این زمینه بر نقش و اهمیت خانواده در تشکیل جامعه‌ی نمونه‌ی انسانی اشاره دارد و پیوندهای سالم خانوادگی را ایدئال پرهیزکاران معرفی می‌کند: «و کسانی­که می­گویند: پروردگارا! ما را از همسرانمان، فرزندانی مرحمت فرما که نور چشم ما باشند و ما را رهبر پرهیزکاران گردان.»[4]

کارکردهای خانواده در اسلام

در جامعه­شناسی منظور از کارکرد، فعالیت­های ضروری برای حفظ انواع، جامعه یا گروه اجتماعی است. از نظر اسلام نیز اهداف خانواده غایاتی­اند که خداوند در تکوین و تشریع برای آن قرار داده است و کارکردها فوایدی­اند که افراد می­توانند آن‌ها را در خانواده بیابند یا ایجاد کنند.

1. کارکردهای جسمی و روانی: زن و مرد ابتدا با قرار دادن قوای شهوانی و عاطفی خود در روابط زناشویی، به سلامت جسمی و روانی می­­رسندو با تولد فرزندان، ارتباط عاطفی و روانی به­صورت دوسویه میان والدین و فرزند کامل می­شود. ارضای نیازهای عاطفی، برقراری آرامش و محبت قلبی، حمایت و رسیدگی در مواقع بیماری، همیاری و پایبندی به قواعد خانه از مصادیق این نوع کارکرد است که به داشتن یک خانواده‌ی بهنجار و دارای شاخص­های سلامت کمک می­نماید. تحقق این نوع کارکردها در قالب روابط مشروع و با ازدواج صحیح و مطابق با معیارهای دینی و اسلامی که در انتخاب همسر بیان شده، محقق می‌شود. روابط نامناسب و خارج از این روابط مجاز، تغییرات خطرناکی را در روابط بین دو جنس ایجاد می‌کند که تبعات روان‌شناختی و جامعه‌شناختی زیادی را به‌همراه دارد.

2. کارکردهای جنسی: وجود واژه­های عفیفانه مانند مباشرت، لباس بودن زن و مرد برای یکدیگر، تغشی (پوشاندن) و «اِحصان» (از لغت «حِصن» به­معنای دژ و قلعه) در مورد ازدواج در روایات و قرآن کریم،[5] حاکی از توجه دوسویه‌ی زن و مرد به ارضای درست و بسنده‌ی نیاز شهوانی یکدیگر در بستر خانواده و نگاه ­داشتن یکدیگر از طغیان شهوت و انحراف جنسی است. از دیگر آثار محدود ساختن روابط جنسی به خانواده می­توان به تشدید علاقه و محبت میان همسران، ارتباط جنسیِ متعهدانه، استحکام خانواده و پالایش جامعه از بی­بندوباری­های اخلاقی و جنسی اشاره کرد.[6]

با توجه به نتایج و اهداف این کارکرد می‌توان دلیل بسیاری از معضلات پیش‌روی خانواده‌ی غربی را رواج بی‌بندوباری‌های جنسی و خارج از قلمرو روابط مشروع ازدواج جست‌وجو کرد. به‌گونه‌ای که جوانان و افراد مجرد با ارضای نیازها و امیال افسارگسیخته‌ی خود، نیازی به تشکیل خانواده احساس نکرده و در بیرون خانواده به مقصود خود نائل می‌شوند. معضلی که باید درخصوص مهار و کنترل آن برای نسل جوان کشور نیز راه چاره‌ای اندیشید تا کشور ما نیز با این مشکلات روبه‌رو نشود.

3. کارکردهای اقتصادی: اسلام با اینکه وظیفه‌ی تأمین معاش را از دوش زن برداشته و با الزام نفقه‌ی او بر شوهر، عملاً مردان را در خدمت زنان قرار داده است، زنان شایسته را زنانی می­داند که در رفع نیازهای معیشتی و اقتصادی خانواده، به­ویژه در داخل منزل از روی میل و رضایت به شوهران خود یاری رسانند. پاداش­های معنوی فراوانی که برای این امر مقرر شده است، در تشویق زنان باایمان تأثیر قاطعی دارد.[7]آینده­نگری، پس­انداز و کنترل هزینه­ها از مزایای تشکیل خانواده در جهت اقتصادی است.

4. کارکردهای تربیتی و جامعه­پذیری: خانواده انتقال­دهنده‌ی اصلی دانش، ارزش­ها، نگرش­ها، نقش­ها و عادات یک نسل است. ازاین­رو زن و مرد پس از ازدواج در مواجهه با اختلاف­سلیقه­های جدی در روابط زناشویی با مدارا، بردباری و مدیریت درست عواطف خویش کامل­تر می­شوند. جامعه­پذیری فرزندان نیز ابتدا در خانواده از طریق آموزش­های غیررسمی (آموزش مسائل دینی و رفتار اخلاقی و اجتماعی به­صورت گفت­وگو و سرمشق­دهی به کودکان) محقق می­شود. متون دینی، درخصوص تأثیر والدین در تربیت فرزندان، بر مسئله‌ی گزینش همسر، مراقبت اخلاقی، رعایت شرایط زمان و مکان حین انعقاد نطفه، آداب شیردهی، رفتارهای عاطفی والدین با کودکان و گفت‌وگو و بازی با آنان فراوان تأکید کرده­اند.[8]

با توجه به این کارکردها و اهدافی که برای تشکیل خانواده در اندیشه‌ی اسلامی بیان شده است، می‌توان برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی مشخصی را ارائه نمود. چراکه تفکر و اندیشه‌ی سکولار غربی که با ابزار مختلف رسانه‌ای در حال ترویج است، همین کارکردها و اهداف را هدف قرار داده و با ترویج فرهنگ لذت‌گرایی و منفعت‌طلبی، انگیزه‌ی افراد به‌خصوص نسل جوان را برای تشکیل خانواده کاهش می‌دهد. ازاین‌رو ضروری است که برنامه‌ریزان و مسئولان فرهنگی کشور به این معضلات توجه نموده و با ریشه‌یابی درست آن‌ها به فکر چاره‌جویی باشند.*

پی نوشت ها:

[1]. مقدمه­ای بر جامعه­شناسی خانواده، ص134.
[2]. رک: جان برناردز، درآمدی به مطالعات خانواده، ترجمه‌ی حسین قاضیان، ص53ـ64.
[3]. وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (روم: 21)
[4]. وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا (فرقان: 74)
[5]. بنگرید به: بقره: 187، اعراف: 189 و نساء: 24 و 25.
[6]. رک: محمدرضا سالارى­فر، خانواده در نگرش اسلام و روان­شناسى، ص45ـ53.
[7]. رک: محمدبن‌حسن حر عاملی، وسائل­الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج14، ص21، 24 و 123.
[8]. رشد انسان؛ روان­شناسی رشد از تولد تا مرگ، ص240

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آرشیو

روز : ماه : سال :