گالیکش به لحاظ اینکه مردم بسیار انقلابی داشت در زمان شاه سر زبانها افتاده بود. زیرا از نیمه اول تابستان ۱۳۵۷ به خاطر آنکه بیش از حد تظاهرات‌ مردمی علیه حکومت پهلوی انجام می‌دادند، از پادگان نوده خاندوز همیشه تعدادی نظامی به گالیکش می‌آمدند و شیشه‌های دکانها و مغازه‌هایی که عکس امام داشتند را می‌شکستند.
به گزارش نیلکوه، گالیکش در سال ۱۳۵۶ روستایی از بخش مینودشت و شهرستان گنبد کاووس بود. مردمش مسلمان ، شیعه، ولایت‌مدار، و دوستدار ائمه اطهار بودند و هستند. بیشتر جمعیت آن از روستاهای همجوار مخصوصاً دهنه گلستان و فارسیان آمده اند. اقشار مختلف گرمه‌ای، جاجرمی، سیستانی، کُرد، کاشمری، ترک و غیره هستند. وقتی که روزنامه کیهان در سال 57 عکس امام خمینی را چاپ کُرد گویی در ذات این مردم از قبل امام خمینی رخنه داشته است، زیرا با یک مرگ بر شاه گفتنِ دو نفر، ظرف ده دقیقه تعدادشان به صدها نفر می‌رسید.
 
گالیکش به لحاظ موقعیت جغرافیایی‌اش در جاده بین المللی تهران- مشهد قرار داشت و مردم از روستاها و دهنه گلستان ، از تنگراه گرفته تا بخش کلاله و مراوه تپه همه این روستاها و شهرها از گالیکش به طرف گنبد - که مرکز شهرستان آن زمان بود- عبور می کردند. به همین جهت هر روز تعداد زیادی مینی بوس و ماشین‌های مختلف از اطراف گالیکش و از بخش کلاله به گنبد می‌رفتند و همه از گالیکش می گذشتند.
 
مردم گالیکش که امام خمینی را خیلی دوست داشتند از زمستان سال ۱۳۵۶ به طور مداوم وارد مبارزه علیه شاه شدند. بطوری که گاهی جاده بین المللی تهران- مشهد که از گالیکش می گذشت در ساعت های مختلف روز بسته می‌شد. در اواخر سال ۱۳۵۶ مردم گالیکش آنچنان مخالف شاه شده بودند که در استان مازندران آن زمان اسم درآورده بودند و بیداری مردم غیور گالیکش مدیون تلاش روحانیونی چون حجت الاسلام آقا سید محسن موسوی، حجت الاسلام آقا سید باقر موسوی، و مرحوم حجت الاسلام آقا سید قاسم موسوی خسروی و تعدادی از دانشجویان آن زمان بود.
 
حجت الاسلام سید محسن موسوی در گالیکش در سخنرانی‌هایی که در دهه محرم و ماه رمضان و مناسبت های مختلف داشت ضمن روشنگری در رابطه با انقلاب، به مردم توصیه می کرد که بعد از بردن نام امام خمینی سه صلوات بفرستید. سید محسن در ایام محرم با تفسیر نهج البلاغه از عدالت امام علی(ع) سخن می‌گفت و نتیجه عدالت در جامعه را کم کم حکومت اسلامی مطرح می‌کردند و در اواخر بهار ۱۳۵۷ مردم را از اینکه هر زمان اسم امام خمینی به زبان آمد سه صلوات بفرستند را در مردم نشر دادند.
 
حجت الاسلام سید قاسم موسوی خسروی در مسجد جامع گالیکش کلاس های دینی و انقلابی برای آگاهی بخشیدن به قشر جوان و غیره را برپا می کرد و از حکومت اسلامی و حرف های انقلابی دیگر به میان می آورد. در آن زمان حرف زدن پیرامون انقلاب و علیه شاه شنونده های بسیار داشت و اغلب جوانها طرفدار اینگونه حرف‌ها بودند.
 
در بهار و تابستان سال ۱۳۵۷ ما تظاهرات های زیادی در گالیکش برپا کردیم به طوری که گاهی جاده بین المللی بسته می شد و رژیم رفته رفته از مبارزات مردم گالیکش عصبانی می گردید. به طوری که نیروهای انقلابی گالیکش از دانش آموز گرفته تا قشرهای دیگر حتی در شهر گنبد یکی- دو تا تظاهرات به راه انداختند.
 
در یکی از روزهای اواخر شهریور سال ۱۳۵۷ به دعوت دانشجویان، جمع زیادی از جوانان گالیکش از شهید صدیقی عطار دانشجوی آن زمان گرفته تا محمدقلی خسروی، اکبر خسروی، حسن خسروی، حاج نوروز خسروی، محمد رنگریز، جهانگیر عرب، اسماعیل کلیجه، حسن حاج طاقان، قاسم شکاری، کریم کریمی، احمد شکاری و خود بنده و تعداد زیادی دیگر- که نامشان در خاطرم نیست و عذرخواهی می کنم- با مینی بوس کرایه ای به گنبد رفتیم. جوانان انقلابی علاوه بر گالیکش از شهرهای دیگر هم آن روز آمده بودند. همه در مسجد جامع شهر گنبد واقع در خیابان شریعتی شرقی پشت آموزش و پرورش آن زمان جمع شدیم و در ردیف های 4 نفره پشت سر هم از مسجد بیرون آمدیم و در خیابان های گنبد راهپیمایی کردم. تظاهرات ما آن روز بدون شعار بود.
 
ولی چند شعار انقلابی روی چند پارچه دو – سه متری نوشته بودند و افراد بدست گرفته بودند. چند روحانی جوان هم در صف جلو بودند. فکر نمی‌کردیم جمعیت زیاد شود ولی تعداد آنقدر زیاد شد که بیش از هزار نفر گردید و صف تظاهر کنندگان طولانی شد و طول جمعیت به 200-300 متر رسید. در جلوی ردیف اول ما و تعدادی از بچه های گالیکش بودیم و شهید صدیقی عطار در ردیف جلوی تظاهرات یک پلاکارد را حمل می‌کرد. اینکه این بزرگوار با چه شجاعتی جلوی صف قرار گرفت و دیگران هم همینطور با چه شجاعتی آن روز در تظاهرات علیه شاه در گنبد حاضر شدند نشانگر ایمان راسخ آنها بود. بیشتر خیابان های گنبد را ما طی حدود ۲ ساعت راهپیمایی کردیم. بنازم جوانان و نوجوانان و قشرهای مختلف آن دوران را . مگر آسان است که این مردم در مقابل بزرگترین و وحشتناکترین ارگانهای رژیم شاه یعنی ساواک و شهربانی گنبد چنین عرض اندام ‌کنند و اعتراض خودشان را به دولتمردان و شاه خائن و ایادیشان برساندند؟ این چنین تظاهراتهایی در آن روزها و در شهر گنبد شجاعت زیادی می خواست.
 
از جوانان عزیز این دوره می‌خواهم که نسل ما را درک کنند. چون این عمل ما خیلی از خود گذشتگی و شجاعت می خواست این عمل را آسان نگیرید. ما حدود دو ساعت در بیشتر خیابان های گنبد حرکت کردیم. صف جمعیت ما حدود دویست- سیصد متر طول داشت. در بین راه افراد ساواکی روی ماشین ها و یا هر بلندی که گیرشان می‌آمد می رفتند و از صفوف ما عکس می گرفتند و ما در این هنگام سر خودمان را پایین می گرفتیم تا آنها نتوانند چهره ما را در عکسها شناسایی کنند. بعد از پایان راهپیمایی ما همگی به گالیکش برگشتیم.
 
علاوه بر این در شهر گالیکش هر زمان که چند نفر جمع می‌شدیم به‌طور خودجوش شروع به شعار دادن و الله اکبر و مرگ بر شاه می‌کردیم و بعد از چند دقیقه تعداد این چند نفر به صدها نفر می‌رسید و شروع به راهپیمایی می‌کردند و جاده بین المللی بسته می‌شد. این تظاهرات‌ها زیاد در سطح شهر انجام می‌گرفت. حتی راننده های مینی بوس کلاله و غیره بخاطر راه بندان تظاهرات، صدای اعتراضشان درآمده بود چه رسد به پاسگاه گالیکش و ساواک و فرمانده گروهان ژاندارمری گنبد. در آن زمان نام فرمانده گروهان ژاندارمری گنبد سروان ابراهیمی فرد بود و فرمانده پاسگاه گالیکش ابراهیمی نام داشت و معاون او دارابی بود که در منزل حاج رمضان مستاجر بود. این دو نفر یعنی فرمانده پاسگاه گالیکش و معاون او افراد نسبتاً خوبی بودند و همیشه ما را با آرامش می‌گفتند به خانه‌هایتان بروید که اگر از گروهان گنبد و پادگان آموزشی نوده خاندوز بیایند شما را می‌کُشند.
 
اوایل هر تظاهراتی که صورت می‌گرفت و همه این تظاهرات‌ها از سر کوچه مسجد جامع گالیکش تا سر کوچه فارسیان و یا از مدرسه طالقانی فعلی- که آن زمان مدرسه راهنمایی بود- به طرف پمپ بنزین شهر تظاهرات می شد و بعد از کلی حرکت در سطح شهر ، وقتی ماموران پاسگاه گالیکش می آمدند ما را دعوت به متفرق شدن می کردند. چون این تظاهرات بسیار زیاد انجام می شد کم‌کم رژیم از مردم گالیکش عصبانی شد. به همین جهت برای سرکوب مردم انقلابی گالیکش، گاهی نیروهای نظامی از گروهان ژاندارمری گنبد و پادگان ارتش نوده خاندوز می‌آمدند. البته در پاسگاه ژاندارمری گالیکش یک سرباز دیپلم بود به نام نوروزی که خیلی انقلابی ها را می‌زد و برخورد خیلی خَشِنی داشت.
 
گالیکش به لحاظ اینکه مردم بسیار انقلابی داشت در زمان شاه سر زبانها افتاده بود. زیرا از نیمه اول تابستان ۱۳۵۷ به خاطر آنکه بیش از حد تظاهرات‌ مردمی علیه حکومت پهلوی انجام می‌دادند، از پادگان نوده خاندوز همیشه تعدادی نظامی به گالیکش می‌آمدند و شیشه‌های دکانها و مغازه‌هایی که عکس امام داشتند را می‌شکستند. تظاهرات آنقدر زیاد برگزار می‌شد که رانندگان مینی‌بوس کلاله که از گالیکش رَد می‌شدند تعجب می‌کردند. (پایان بخش اول- اخذ از نشریه انقلاب شماره 205و206)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آرشیو

روز : ماه : سال :